تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱۰/۰۵ | بازدید: ۶۳ بار


نگاهی به رمان احضاریه اثر علی موذنی کار کارستان روایت


کار کارستان روایت

«احضاریه» برای نویسندگان به ویژه جوانی که این روزها دل در گرو داستان نویسی و روایت تاریخی و مذهبی دارند، توقفگاه و کلاسی است که می‌توانند چگونگی خلق داستانی پرتعلیق دینی را در آن جستجو کنند.

خبرگزاری مهر- گروه فرهنگی: دو کتاب در یک مجلد یا شاید بهتر است بگوییم دو روایت در کتاب. این ساده‌ترین و شاید جذاب‌ترین توصیفی است که با خواندن احضاریه، تازه‌ترین رمان علی موذنی می‌توان بیان کرد. رمانی که به باور من هم نوع طیف مخاطب که البته علاقه و ارتباطی هرچند نازک با باورهای دینی درباره حادثه عاشورا داشته باشد را راضی نگاه می‌دارد.

  در این یادداشت کوتاه سعی شده که هر دو بخش این کتاب را به صورتی مشخص مورد توجه قرار گیرد. علی موذنی نویسنده‌ای صاحب سبک و شناسنامه‌دار در ادبیات داستانی است. او از دل نویسندگی به فیلم‌نامه و نمایشنامه‌نویسی رسیده است و از دل آنها دوباره به نوشتن رجعت کرده است. هر آنچه با قلم و نگارش سروکار دارد را جسته و در نهایت قلم و سبکی در داستان‌گویی به دست آورده که منحصر به خود اوست.

این سبک را دقیقا باید در شخصیت‌پردازی‌ها، استفاده از کلمات، لحن، آوانگاری کلمات استفاده شده و نیز فصل‌بندی و ساختار داستان‌های او دنبال کرد. این‌ها ویژگی‌هایی است که در بسیاری از آثار متاخر و جدید او اعم از رمان‌های مذهبی تاریخی و اجتماعی می‌توان پیدا کرد. او کلمه و روایت را مهار و رام خود کرده است و همانند مومی نرم می‌داند که چگونه باید آن را به تناسب مخاطب و موضوع در ذهن و اندیشه مخاطب و البته قبل از آن روی کاغذ ورز دهد.

احضاریه نیز به همین اعتبار اثری است قابل توجه که اعتقاد دارم کمتر نویسنده‌ای جز موذنی از عهده بیرون آوردنش بر می‌آمده است. داستانی که راوی و شخصیت اصلی آن قدم گذاشته در سفری است که ابایی ندارد از اینکه تا آخرین سطرهای رمان بیان کند که علاقه و جذابیتی برایش ندارد. او از همان سطرهای نخست رمان تکلیف مخاطب را با خودش روشن می‌کند. خودش را روزنامه‌نگاری معرفی می‌کند که روزمرگی‌ها بیشتر از تلاطم‌های روحی ناشی از باورهای مذهبی او را به تسخیر خود درآورده است اما بی‌آنکه بداند چرا و یا از سر ناچاری و شاید هم کنجکاوی روزنامه‌نگارانه راهی سفری می‌شود که انتهایش به نوعی بازشناسی از خود منتهی می‌شود.

خاصیت موذنی در این روایت دور شدن از هرنوع کلیشه است. راوی او نه کاملا سیاه نیست. متعلق به طبقه خاصی از اجتماعی نیز نیست. انسانی است بسیار معمولی که نمونه‌اش را می‌توان بسیار پیدا کرد. او در «احضاریه» قرار نیست با مواجه شدن تقایل میان سیاهی و سپیدی به ناگاه متحول شود. مسیر تحول برای او از دل تمنایش برای رسیدن به آن سپری می‌شود. قدم در سفری می‌گذارد که پایانی برایش متصور نیست و بسته به ظرفیت او در این سفر رفته رفته اتفاقاتی برایش رخ می‌دهد که متوجه می‌شود نیتی سپید و نورانی در پی این سفر چشم به او داشته است.

موذنی در ترسیم شخصیت خاکستری این رمان، زندگی، فکر و عمل و عکس‌العمل او و نیز انسان‌هایی که او با آنها مواجه می‌شود به غایت حرفه‌ای عمل کرده و این حرفه‌ای عمل کردن در اینجا یعنی به گونه دست به خلق شخصیت زدن که مخاطب بتواند آن را حس و باور کند.

راوی دوم اما در داستان خواهر شخصیت اولی است که ذکری از او رفت. زنی که با یک حادثه عجیب در ابتدای سفر برادرش به کربلا مواجه می‌شود و این حادثه او را در ادامه به یکی از مهمترین راویان داستان مبدل می‌کند. حرکت به اندازه و درست این شخصیت در دل داستان به ویژه حلول او در شخصیت برادرش که در اواخر داستان شکل می‌گیرد یکی از جذاب‌ترین روایت‌های داستانی این روزهای ادبیات داستانی ایران است.

اما «احضاریه» در بخشی مهم از خود و در قالب روایتی تاریخی از زبان حضرت زینب(س) و در قالب گزارشی مطبوعاتی که خواهر راوی در حال نگارش آن است فرازهایی از زندگی امام علی(ع) را روایت می‌کند. فرازهایی که در آن زینب(س) با نگاهی معصومانه و کودکانه پدر و برادرانش را روایت می‌کند و این روایت در انتها به حادثه کربلا منتهی می‌شود. موذنی به گواهی سه سال زمانی که برای تحقیق در تاریخ به منظور نوشتن این بخش‌ از رمانش خرج کرده است و  روایتی که از آن استخراج کرده است؛ خالق یکی از مهمترین روایت‌های تاریخی درباره فرازی از زندگی پتج تن آل عبا شده است که پیش از این کمتر در قالب داستان از عهده خوانش آن برآمده است. روایت‌های شورانگیز او از واپسین روزهای زندگی حضرت فاطمه(س) و نیز تدفین ایشان و یا همراهی کودکان حضرت علی(ع) با وی در سرکشی‌اش به خانواده‌های نیازمند کوفه و مدینه از زبان دختربچه‌ای که قرار است در آینده راوی کربلا نیز باشد بسیار جذاب از کار درآمده و حتی می‌توان آنها را یکی از جذاب‌ترین روضه‌های مکتوب داستانی ادبیات بعد از انقلاب اسلامی نیز دانست.

به اعتبار چنین اتفاقاتی است که «احضاریه» را در قالب رمان‌های اجتماعی با تم دینی می‌توان داستانی جذاب و خوشخوان و پرحرف به شمار آورد جه مخاطبش اهل داستان تاریخی باشد و چه نه چون این رمان برای هر دسته از این مخاطبان طرفه‌ای با خود به همراه دارد.

جان کلام اینکه «احضاریه» برای نویسندگان به ویژه جوانی که این روزها دل در گرو داستان نویسی و روایت تاریخی و مذهبی دارند، توقفگاه و کلاسی است که می‌توانند چگونگی خلق داستانی پرتعلیق و غیرکلیشه‌ای را در سطر به سطر آن جستجو کنند.

بالا